بیا تو...فقط میخندی

khaNdE

     یادش بخیر!!!یه بار بهم گفت فراموشم کن!

فقط 2روز داشتم به مغزم فشار میاوردم که کیه!!!!!!!!


      گفت بی من چه میکشی؟

گفتم یه نفس راحـــــــــــــت!!!!!!!میخوام سر به تنت نباشه!

والـــــــــــــــا!فکر کرده نباشه میمیرم!


     تو یکیو دوس داری اون خر نمیفهمه،

 یکی تورو دوس داره توی خر نمیفهمی!!!



     معلم ریاضی:چرا ریاضی نخوندین؟
بچه ها: چون امتحان عربی داشتیم.
***
معلم عربی: چرا عربی نخوندین؟؟؟
بچه ها: چون امتحان ریاضی داشتیم



     من به اون قسمت کتاب حسنی که "

منو بابام و دایمو عموم هفته ای سه بار میریم حموم"

اصلن حس خوبی نداشتم!!


     انقدر دوست دارم مثل تو این فیلم ها
 اس.ام.اس کسی که ازش ناراحتم رو نخونده پاک کنم ... 
ولی نمیشه که بی صاب ...
 تا عاخرش میخونم تازه جواب هم میدم!!!
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1392ساعت 14:32 توسط pegah| |

     دیدین تو فیلما تا یکی تیر میخوره

میوفته رو زمین به رفیقاش میگه:" شماها فرار کنین نگـــــــران من نباشین"؟

همش زر مفته!!!!

من اگه تیر بخورم ببینم رفیقام دارن در میرن

از پشت همشونو به رگبــــــــــــار میبیندم!!!!



     دیدین این فیلمارو بچه که گـــــــــــم میشه

وقتی پدر و مادرش پیداش میکنند

نیم ساعت تو بغل هم گریــــــــــــه میکنند؟؟؟؟؟

والله ما که بچه بودیم گم که میشدیم

پیدامون میکردن تا نیم ساعت کتـــــــــک میخوردیم!!!

من که شخصا میترسیدم پیدا شم!



      بعضی پسرا اونقدر موهاشونو سیخ سیخی میکنن 

که شبیه فرچه توالـــــــــــــت میشن!!!دیدم که میگمااااااااااا



 

      اون خـــــــــــره بود تو کلاه قرمزی

دو روز که تحویلش گرفتن از فرداش اومد گفت من اسبـــــــــــــم … 

بعضی از آدمــــــــــــا هم همینن!!!!!

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 18:40 توسط pegah| |

عربه به اصفهانیه میگه:

اهلا و سهلا!!!حبیبی!نورالعینی!

اصفهانیه میگه:من که نفهمیدم چی چی گفتی!ولی محض احتیاط که که خوردی!!!!!!!


میدونی چرا روز زن برای خانم ها طلا و جواهر میخرن و

برای آقایون جوراب و زیرپوش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون خلایق هرچه لایق!:)))))!بزن اون دست قشنگرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 20:51 توسط pegah| |

پسر عاموم 7 سالشه....

دارم باهاش حرف میزنم 

میگه:حرف زدن با آدم غیر منطقی مثل نصب کرد ویندوز روی چرتکه است!!!!!

بهش میگم:مشقاتو نوشتی؟؟؟

میگه تو زندگی خصوصی من دخالت نکن!!!!!!!!!!!!(نمردیمو این جوجه معنی زندگی خصوصیو فهمید!)

باباش میگه این از درس هیچی نمیفهمه خیلی خره!!!!!بعد خطاب بهش میگه تو خیلی گوساله ای!!!

اصلا میدونی گوساله چیه؟؟؟؟میگه:آره همونی که باباش گاوه!!!!!!!!!!!!!!

تا شما نظر میذارین من برم ادبش کنم بیام!!!!!!

نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1391ساعت 21:4 توسط pegah| |

هرگز نگران اینکه قلب پسری را شکسته ای نباش در بدترین حالت فقط کمی رگ به رگ شده و یک روز بعد مثل ساعت کار میکند

3تا اصفهانی مسابقه میدن که هر کسی سرشو زودتر از اب بیرون بیاره باید بقیه رو پیتزا مهمون کنه که روحشون شاد و یادشون گرامی!!!!!!!

"تو اینجا چه ککه ای میخوری"چیست؟واکنش شاد 2اصفهانی هنگام دیدن هم در یک شهر دیگر!

شلام من یه جوجه ی اوچولوام! هوا شرده بف میاد میزالی تو قلبت بمونم؟(لوس برازی دکتر شریعتی در زمان نامزدی!!!)

درب خودرو باز است!(سمند دکتر شریعتی!!!)(البته با عرض پوزش از ایشان!!!!)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 12:14 توسط pegah| |

غیبت خونم کم شده خواستم پشت سر خاندانم غیبت کنم روحم شاد شه!!!!

یاد ندارم تو این ۱۸ سال سنی که از خدا گرفتم یه بار به بابام گفته باشم بریم فلان چیزو بخریمو  نگفته باشه صبر کن ۱سال دیگه جدیدترش میاد!!!!

مامانمم که دیگه شاهکاره!!!میگم بریم چکمه بخریم؟؟؟میگه هیسسسسسسسسسسسس هیچی نگو تو امسال کنکور داری!!!!!!(خوب چه ربطی داشت الان؟)

عمم زنگ زده خونمون داداشم گوشیو برداشته بهش میگه:دلت آب نشه هاااااااا ولی من عصرونه برای بچه هام کیک شکلاتی درست کردم!!!!!داداشمم نامردی نکرد گفت: اتفاقا ما هم عصرونه پیتزا داریم!اخه این عمه است ما داریم!

عاموم شمارمو از گوشی بابام برداشته اس داده:سلام....میگم شما؟میگه آشنا میشیم!حال داره هاااااااااااااا!!!!!آخه اینم عامو ما داریم؟!!

پسر عامومو بعد از چند سال دیدم داشت تو مهمونی چای پخش میکرد به من که رسید گفت: شبه برات بده!!!!!آخه من بهش چی بگم؟!!!!!!!!!!اینم پسر عامو ما داریم؟!!!!

عاموم(اون یکیشون)روکش ۳تا ماشین قبلشو نگه داشته زنش میخواست بندازه بره گفته :نههههههههههههههههههه یه جایی به درد میخوره!!!(اخه کجا عاموی من!!!برای توالت فرنگی؟!!)اینم عامو ما داریم!!!

پسر عاموم(اون یکی!)۱سال ازم کوچکتره چند وقته پیش منو دیده میگه پگاه تو اصلا گوشی داری؟؟؟میگیم میخوایم بریم پارک بانوان میگه خوب خیابونا هم پارک بانوان شده دیگه!!!(آخه یکی نیست بگه جوجه کی با تو بود!!!والله!!)اینم پسر عامو نشد برا ما!!

دارم پشت سر خاندانم غیبت میکنم کیف میکنم!!!تا میبینمشون پیش دستی میکنم تیکه میندازم!!!اختلاص کردنم به زودی یاد میگیرم!آخه اینم پگاهه اینا دارن!!!!!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391ساعت 23:2 توسط pegah| |

       آخه این چه وضعیه...پسره وسط خیابون داره با سرعت 120 تا میره یه هو منو که دید گفت:میای  بالا یا نه؟؟؟بعدم بدون این که منتظر جواب باشه گازشو میگیره میره!!...


      آخه این چه وضعیه.... 2ساعت تو صف شیر وایسادم تا نوبتم شد میگه شیر تموم شد....


      آخه این چه وضعیه...پسره جلوم با مخ اومد رو زمین...بعد که بلند شد خودشو تکوند و گفت:حرکتو داشتی؟!!!


      آخه این چه وضعیه...مامانم نشسته کنار عمم...به مامانم از روی شوخی میگم:برو پبرزن با اون موهات
مامانم برگشته میگه:برو با اون عمه ی شپشو بو گندوت!!!!


      آخه ای چه وضعیه...بابام تو ماشین گفت از این اهنگ مزخرفا نذارینا...بعد خودش آهنگ پریوشو گذاشته!!(خیلی دوست دارم بدونم اگه این اهنگو ساسی مانکن میخوند از نظر بابام چی بود!)


      آخه این چه وضعیه...دوستم بهم زنگ زده گفتم حتما داره اهنگ پیشواز گوش میده...بعدش اس داده خره کارت دارم ج بده...دفعه ی بعدش که زنگید بر داشتم...سریع قطع کرد...اس داد الاغ نمیفهمی دارم اهنگ پیشوازتو گوش میدم؟!!!


     اخه این چه وضعیه...وسط نماز مامانم صدای زودپز دراومد..مامانم یه الله اکبر بلند گفت...منظورشو نفهمیدم...بعد نماز گفت:مگه نگقتم زیر زودپزو کم کن؟میگم کی گفتی؟
میگه وقتی میگم الله اکبر یعنی چی؟یعنی زیر زودپزو کم کن


     آخه این چه وضعیه...2ساعت میریم بیرون تو بازار میگردیم.دست میذارم رو یه چیز مامان و بابا کلی تعریف و تمجید میکنن همین که میگم خوب باشه بخرینش...
میگن:پس این همه پول تو جیبی که از ما میگیری چی کار میکنی؟بعد که میگم حالا شما پولشو بدین...میگن:باشه ولی خوب همچین چیز جالبیم نیستا....
ولی خوب اگه میخوای بگیرش...


      آخه این چه وضعیه یارو سوار اسب عکسشو گذاشته تو فیس بوک میگه اون بالاییه منم!!

      آخه این چه وضعیه...تو مهمونی نمک دون اونطرف سفره است میگیم لطفا نمک دونو بدین...اونوقت نمک دون دست هر کی میوفته رو غذاش خالی میکنه!!یا همون پارچ آب...وقتی به دستمون میرسه دیگه توش آب نیست یا اصلا همون ته دیگ!!!!


      آخه این چه وضعیه...هر جای بدن ادم که خارش میگیره با در دسترس بودنش رابطه عکس داره


      آخه این چه وضعیه...وقتی کامپیوتر میفهمه ما عجله داریم آب روغن قاطی میکنه!همچین هنگ میکنه که عالم و ادمم بیان نمیتونن درستش کنن!!!


     آخه این چه وضعیه....تا مثل آدم میری بیرون هیچ کسو نمیبینی اما امان از وقتی که با یه دوست(دختر یا پسر...بستگی به جنسیتت داره) بری بیرون...یا موهاتو بذاری بیرون....هر چی فامیل و دوست و آشنا تا حالا تو عمرت دیدی اون روز میبیننت!!اصلا انگار همه رو میشناسی!!!!


     آخه این چه وضعیه...1ماه تموم ناظم کاری به کارمون نداره...نه ابرو میبینی نه ناخن...همین که عروسی داداشت میرسه ابرو بر میداریو لاک میزنی میاد و تک تک مونو چک میکنه!

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 22:46 توسط pegah| |

تفاوت گفتاری پسر و دختر در پای تلفن
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگلم... بوس بوس بوس


گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

 

بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکبیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد


پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد خیلی حال میکنم باهاش خیلی

نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 20:56 توسط pegah| |

دفتر تیلیفون یه اصفانی:
آقام
ننم
آمو اسدولا
آمو گندم
آمو کوچیکم
آمیزلی
حج خانم
حج آقا
حج آقا ممد
حسنی زرآ خانم
حمیدی آینه خاور
صنم قری
نصرت سرخابی
محسنی دایم خط که که ایش
آ خط خوبش
کریم دزه
مژدوا مو قشنگ
رضا خره
فرشادی دس طلا
هوشن

نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1391ساعت 22:12 توسط pegah| |

       میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن

        خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فر زندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!

 جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟ جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!!!

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 10:4 توسط pegah| |


:قالبساز: :بهاربیست:



قالب وبلاگ - دامپزشکی - گویا آی تی - تک تمپ - کاراته | تیم بلاگ - گرافیک - وبلاگ